آره من دارم به"هیچ کس" فکر می کنم ..... نه اشتباه شد مثه این که ......
من به هیچی فکر نمیکنم......
اصلا از اول .نقطه سره خط...................
سلام ....غروبه ومن ......همین طوری نشستم و زل زدم به مانیتور و دارم ذره ذره ی پولای بابامو که ریختم تو جیبه c n می شمارم .................
حس می کنم این دنیا برای من نبوده ....برای یه دسته آدمهای بی حیا ، پر رو ، گدا منش،معلومات فروشو چشم و دل گرسنه بوده....
برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و بازور مندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه جلوی دکان قصابی برای یک تکه گوشت دم می جنبانند ،گدایی می کردند و تملق می گفتند......
قصابانی که لش خون آلود رو با حرص جانورانه ای بر انداز می کنند و به دیگران می فرو شند...

واقعا توپند........!
جدی می گم
http://www.kafshdoozak.com/clips/khab.htm
http://www.kafshdoozak.com/clips/noroz.htm
http://www.kafshdoozak.com/clips/gol.htm
http://www.kafshdoozak.com/clips/shadi.htm
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این بدون شرحه دیگه.............!
مجنون از مجنونیتش به تنگ آمده بود...راهی شد . سری به بیستون زدشیرین را دید که از صدای تیشه ی فرهاد خسته شده بود...آن دو در هم نگریستندولبخندی بر چهره شان نشست ..مجنون دست شیرین را گرفت.با هم رفتند ...
فرهاد هنوز داشت کوه می کند.....!


