اگر به رخ دادن هر چيزي واقعاً ايمان داشته باشي، پس رخ
ميدهد...
ایمان داشته باش....
فقط همین...
دوستت دارم
- منم دوستت دارم ....
نه ... منم دوستت ندارم .....من دوستت دارم ...
قشنگ تر نیست ؟
نمی دونم . . . در انتظار گودو ی ساموئل بکت رو خوندی ؟
اگه نخوندی برو بگیر بخون ....
ببین ...دونفر شاخصیت اصلی این داستانن ...دو احمق ..این دو تا سالهای ساله که منتظر یه نفر...یه مهمون ..یه ناجی ...یا یه ...
هستند هر روز به خاطر اومدنش لباسهای شیک می پو شن ...
خونه رو آب و جا رو می کنن .. . .
و جالبه که در آخر داستان ...اصلا گودویی نمی یاد ...
یعنی اصلا گودویی وجود نداشته ...
جالبه نه؟
وای خدایا ...دارم از این احساس سر در گمی دیوونه می شم ...

نه نه نه به این فکر نکن که به خاطر اینکه قبول شدم دارم ازت تشکر می کنم نه ....
خودت می دونی که من مخلصت بودم و هستم ... اینو بدون که اگه قبولم نشده بودم بازم همینو بهت می گفتم ...
ولی الان می خوام ازت تشکر کنم ...
نه به خاطر رتبم ....
به خاطر لبخنده بابام ...
به خاطر اشک شوق مامانم ....
به خاطر این همه تحویل و خسته نباشید .....
و به خاطره .....
همه چیز............
خدایا ....
خدای من ....
دوستت دارم
یه طایر قدس .....
می دونم که سهمه منم پیشت محفوظه ...
ولی آخه کی میفرستیش ؟


.۱منو ببخش...
۲.چرا باید ببخشم؟
۱.چون به بزرگواری تو ایمان دارم
۲. و چقدر به حماقتم؟
۱......


