تبليغاتX
بادبادک رفت بالا..قرقره از غصه لاغر شد.. -
مامانی عزیزم شایان کوچولوی من ...

می خوام بدونی یه روز می یام پیشت ...

یه روز می یام و پیدات می کنم ...

بعدباهم می ریم رو چمنای خوابگا غلت می خوریم ...

می یارمت رو تخت خودم ...حتی اگه آرزو نذاره ...

می دونم که خوابام تعبیر میشه ...

من می یام ...

می یام ...

منتظرم بمون . . .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:29 توسط یه انسان...! |