تا حالا شده ...
تا حالا شده یه نفرو ببینی ...یه نفره معمولی ..
یه آدم نورمال ...
کاملا معمولی ...بعد یهو دلت بگیره ...
حس کنی تموووووم غمای دنیا روسرت ریخته ...![]()
.
.
.
.
.امروز وقتی داشتم از سردره خوابگاه رئیس کل حراست دانشگاهمونو دیدم ...
خیلی عادی بهم نگا کرد ...
در عرض سه ثانیه ... ومن خیلی عادی تر از جلوش رد شدم ...
ولی بعد حس کردم ...حس کردم ازم متنفره ...............
حسه بدی دارم ...
خیلی بد ....
احساس می کنم جسد یه مرده رو جلوي روم تيكه تيكه كردن و بعد گوشت تنشو درحالي كه لخته اي خونش رو دستاشون بود....به نيش كشيدن ....

