چقدر امشب روحم غلیظ شده ...
چرا خوشحال نیستم ؟
چرا اونجایی که باید باشی نیستی؟
چرا پرم ...؟ (full of sheet)
چرا خالیم ...؟ (...)
. . . . .
من دلم می خواهد ،
که خدا با باران ، دفتر اندیشه ی تاریکم را سبز کند... گیج گیجم.. . همه جا باران است...پس چرا دفتر شعرم خالیست ....؟ باز حتما" چتر خــــودخـــواهــــی ذهنم باز است . . . ! 


